صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

366

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

مقرون ساخت : وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ « 1 » . صبر همچنين چارهء كسى است كه هيچ چاره‌اى ندارد ؛ چون وقتى كار به دست تو نباشد چاره‌اى جز صبر بر آن نيست ؛ و وقتى كه چيزى تنها اندك به تو مىرسد و تو هم به آن نيازمندى ، چاره‌اى جز صبر بر آن نيست ؛ و گرنه آن مقدار اندك هم قطع مىشود . اصل كم‌صبرى ، ضعف يقين به پاداش شايسته كسى كه براى او صبر مىكنى است ؛ چون اگر يقين او قوى باشد مدّت زمان وعده سريع است و هرگاه وعده درست باشد ، به خاطر اعتماد زياد به بخشش صبرش نيكو مىگردد . بنده تنها به دو معنا صبر مىكند : مشاهدهء عوض ، كه اين نازلترين آن است و اين حال مؤمنان و مقام اصحاب يمين است . يا نظر به معوّض كه حال اهل يقين و مقام مقرّبان است و هركس عوض را مشاهده كرد ، به صبر مىپردازد و هركس به معوّض نظر كند ، نظر به عهدهء اوست . صوفيان و متفكّرانى كه دربارهء صبر نوشته‌اند ، توجّه‌شان ناظر به اين رابطه بين صبر و حكمت ، اختلاف در اوضاع و احوال مردم و آسان نمودن امور بر استوارترين نظام و دقيقترين ترتيب بوده است . و هر پيامبرى معجزه يا معجزات خاصّ خود را داشت و صبر ، معجزهء ايوب ( ع ) بوده است .

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 216 : و بسا چيزى را خوش نمىداريد و آن براى شما خوب است ، و بسا چيزى را دوست مىداريد و آن براى شما بد است .